سلطان مراد ميرزا حسام السلطنه
61
سفرنامه مكه ( دليل الأنام في سبيل زيارة بيت الله الحرام والقدس الشريف ومدينة السلام ) ( فارسى )
طرف پنجرههاى شيشه گذاردهاند به صحرا باز مىشود ، روشن و خوش منظر است . و اين كالسكهها درجات متفاوت دارند ، هركدام كه كتهاى مخمل دارند درجهء اول است ، هركدام ماهوت است درجهء ثانيه ، هركدام چرم است درجهء ثالثه است . و كرايهء آنها نيز تفاوت دارد و اصطلاحاً درجهء اول را قمرهء اول و ثانى را قمرهء ثانى و ثالث را قمرهء ثالث مىنامند . اولى معتبرتر از همه است و از براى محترمين ميز و صندلى و امثال آن در آنجا گذاردهاند كه نهايت امتياز را دارد . بالجمله كالسكهء بخار اگر حامل مالالتجاره باشد ، ساعتى هفت فرسخ حركت مىنمايد . اگر حامل مسافر باشد ساعتى دوازده فرسخ مىرود و به جهت آن كه حاجب و مانعى مانند آب دريا ندارد كه آن را بشكافد به مراتب اسرع از كشتى بخار است . در تمام خاك روسيه بيست و يكهزار كيلومتر راهآهن مىباشد تمام واگنها چراغ دارند كه شبها روشن مىكنند و گاهى كالسكهء بخار ملايم حركت كرده ساعتى بيست و پنج ورس حركت مىنمايند . و نيز گويند كالسكهء بخار قوى دقيقهاىهزار ذرع حركت مىكند و در بيست و هشت شبانهروز تمام محيط را سير مىنمايد و مخترع آن استفن صاحب است كه در سنهء 1829 مسيحى در مملكت انگليس ساخت و موشك نام آن را گذاشت . لوازم راهآهن اول استاسيون است كه محل ايستادن چرخ راهآهن براى چرب كردن عرّادهها و خوردن غذا و قهوه است و در حقيقت مهمانخانه است كه هر قسم اسباب و غذا در آن موجود است و فاصله هر استاسيونى ، هجده ورس است و در هر يك در استاسيونها ، چند دقيقه مكث مىنمايند . دوم اطاق تلگرافخانه است كه از چوب ساختهاند و فاصلهء ميان تلگرافخانهها سى اصله چوب تلگراف است . سيم چاهها است كه تلمبه دارد و در وقت ضرورت براى چرخ بخار از آنها آب بر مىدارند . چهارم قراولخانههاى كوچك است كه جاى يكنفر قراول است ، محافظت سيم را كرده شبها چراغ روشن مىكنند . پنجم بارانداز است كه اطاق طولانى مسقّفى است كه از چوب بنا كردهاند . بارها را آنجا مىگذارند كه از بارندگى محفوظ بماند . ششم چند كالسكه است كه براى مسافر و مالالتجاره معطلى حاصل نباشد و به هر جا كه مىخواهند بروند . هفتم ژاندارم يعنى پليس است كه در هر